خطبه البیان از جمله خطبه‌هایی است که منسوب به امیرالمومنین علی (علیه السلام) است، ولی این خطبه در مجامع حدیثی متقدم نقل نشده است. درباره این خطبه گفته می‌شود زمانی که حضرت امیر (علیه السلام) به خلافت رسیدند، بعد از سه روز به بصره رفته و این خطبه را ایراد فرمودند.

عین عبارات این خطبه در منابع قرن هشتم نقل شده است و تا قبل از قرن هشت، تنها مطالبی شبیه به این خطبه بصورت پراکنده در متون مختلف دیده شده است.[1] اصلی‌ترین منبعی که خطبه البیان را ذکر کرده است، کتاب " الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب" اثر على یزدى حائرى (متوفی 1333 قمری) است. در این کتاب سه متن براى خطبه البیان ذکر شده که هر یک با دیگرى تفاوت‌هاى زیادى دارد. براى دو نسخه اول آن منبعى ارائه نشده و نسخه سوم را به کتاب "الدر المنظم فی السرّ الاعظم" اثر محمد بن طلحه شافعى (متوفی 652 قمری) می‌رساند که نویسنده آن از عالمان اهل سنت است.[2]
این منبع افرادی را در سند حدیث ذکر کرده است که همگی به جز یک نفر مجهول هستند. اما "مالک بن طوق" که در سند حدیث ذکر شده است، مجهول نیست ولی او محدث نبوده و جزو روایت کنندگان حدیث به شمار نمی‌آید. جالب‌تر آنکه او به عنوان یکی از فرماندهان دربار هارون الرشید مشهور بوده است و در سال 216 هجری قمری بدرود حیات گفته است.[3]
مهم‌ترین مساله در سلسله سند، راوى اصلى یعنى «عبداللّه بن مسعود» است که پیش از خلافت امیرمؤمنان (علیه السلام) از دنیا رفته است و این درحالی است که خطبه البیان پس از به خلافت رسیدن حضرت بیان شده است. ضمن آنکه خطبه البیان حدیث مرفوع است، یعنی یک یا بیشتر از یک راوی از راویان میانی یا انتهایی حدیث افتاده است و از آنها نامی برده نشده است. همین امر نشانگر ضعف اساسی خطبه از حیث حدیث شناسی است که نشانگر نادرستی انتساب این حدیث به امیرالمومنین (علیه السلام) است. مضاف بر این مطالب، علمای اهل سنت درباره ابن مسعود گفته‌اند او در کتابهای حدیثی از امیرالمومنین (علیه السلام) روایت نقل نکرده است.[4] و نیز کتابهای رجالی درباره ابن مسعود گفته‌‍‌اند او در نقل حدیث دقت نداشته است.[5]
با توضیحات بیان شده می‌توان اینگونه نتیجه گرفت که از لحاظ سندی نمی‌توان به خطبه البیان استناد کرد و او را از امیرالمومنین علی (علیه السلام) دانست.

پی‌نوشت:
[1]. اسدپور رضا، خطبه البیان و شطحیات عارفان، پژوهشنامه ادیان، شماره سوم، ص 3
[2]. حائری یزدی، علی، الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب، بیروت، ‏1422 قمری، ج 2، ص 148- 191
[3]. همان، ص 232
[4]. الطبری ابوجعفر، تاریخ الطبرى، دار التراث، بیروت، چاپ دوم، 1387، ج 8، ص 323
[5]. المزی یوسف بن الزکی، تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، موسسة الرساله، بیروت، 1400 ق، ج 16، ص 121