داستان این قضیه در روایات قدیمی یهودیان نیامده است (منجمله ابن اسحاق در نیمه اول قرن دوم وقتی قضیه را از یهودیان مدینه بازجو می شود کسی درباره این کشتار چیزی نمی دانسته است همانطور که نوشته شده، این داستان فقط و فقط یک سند دارد که همان سیره ابن اسحاق است که ۱۴۰ سال بعد از این واقعه نوشته شده.
الف: نظر شما درباره فردی مثل هیتلر که مسبب جنگ جهانی دوم و کشتار میلیون ها نفر انسان  شد چیست؟
آیا می توان چنین فردی را عادل و دلسوز بشر دانست؟ آیا باید روز آغاز جنگ جهانی را جشن بگیریم ؟
مکاشفه یوحنا 19،جشن عروسی بره :
18 -11   آنگاه آسمان را گشوده دیدم. اسب سفیدی در آنجا بود که نام سوارش امین و راست بود. او با عدالت داوری و جنگ می‌کند.  چشمانش مانند شعلة آتش بود، نیم تاجهای بسیار بر سر داشت و نامی بر او نوشته بود، که هیچ‌کس جز خودش نمی‌توانست آن را بفهمد.او ردایی آغشته به خون بر تن داشت و به کلمة خدا مسمّی بود. لشکریان آسمان که سوار بر اسبهای سفید و ملبّس به لباسهای کتان پاک و درخشان بودند، به دنبال او می‌رفتند. از دهانش شمشیر تیزی بیرون آمد تا با آن ملّتها را بزند. او با عصای آهنین بر آنها حکومت خواهد کرد و شراب خشم و غضب خدای قادر مطلق را در چرخشت خواهد فشرد... آنگاه فرشته‌ای را در آفتاب ایستاده دیدم که با صدای بلند به همة پرندگانی که در میان آسمان به حال پرواز بودند می‌گفت: «بیایید و برای ضیافت بزرگ خدا جمع شوید. و گوشت پادشاهان و فرماندهان و جنگ‌آوران، گوشت اسبان و سواران آنها، گوشت همة آدمیان از برده تا آزاد، و از بزرگ تا کوچک را بخورید. در این جنگ یک سوم جمعیت جهان کشته خواهند شد مکاشفه  9:  15  پس آن چهار فرشته آزاد شدند تا یک سوم آدمیان را بکشند.
ب:افسانه کشتار هفتصد یا نهصد نفر از بنی قریظه.
    بطور خلاصه در پاسخ به این افسانه سازی باید گفت :
1 -    این مطلب سند معتبر ندارد.
•    داستان این قضیه در روایات قدیمی یهودیان نیامده است (منجمله ابن اسحاق در نیمه اول قرن دوم وقتی قضیه را از یهودیان مدینه بازجو می شود کسی درباره این کشتار چیزی نمی دانسته است همانطور که نوشته شده، این داستان فقط و فقط یک سند دارد که همان سیره ابن اسحاق است که ۱۴۰ سال بعد از این واقعه نوشته شده.
•    جمیع عالمان شیعه و سنی این سیره را غیر معتبر و ابن اسحاق را یهودی دانسته اند. از سویی دیگر فقهای در همه اعصار چه در شیعه و چه اهل سنت از سیره پیامبر حکم و فتوا استخراج می کنند. ولی حتی فقهای هم عصر ابن اسحاق مثل ماوردی هیچ کدام براین اساس اجازه قتل اسیررا نداده اند. این به سادگی نشانگر آن است که هیچ کدام چنین داستانی را نشنیده بودند.
•    نکته دیگر آن که در طول تاریخ هیچ شاهد مثالی بر این واقعه نیامده است. مثلا جایی قید شود که کسانی از محل دفن رد شوند و بگویند اینجا محل دفن مقتولین بنی قریظه است یا حتی جای دیگری دو نفر صحبتی در خصوص بوی اجساد وسط بازار مدینه !!! داشته باشند و ... هیچ شاهد مثالی در هیچ روایت، تاریخ و حدیثی نیست. و از همه جالب تر اینکه خود یهودی ها هم که استاد تبلیغات هستند تا قرن ۱۸میلادی  که این داستان را در سیره ابن اسحاق خواندند در هیچ یک از متون تاریخی شان به این داستان اشاره نکرده اند.
•    نکته جالب اینکه در متن این اسحاق کسی که گفته شده همراه علی علیه السلام ۴۰۰ تا ۷۰۰ یهودی را گردن زد "زبیر" بوده است. این بوضوح نقش زبیریه که استادان تحریف و جعل تاریخ بوده اند را نشان می دهد که می خواستند نشان دهند این زبیر بوده که از ابتدای اسلام نقش کلیدی داشته و این علی بوده که به زبیر خیانت کرده و گرنه آن دو عین  هم بودند.
•    از همه این ها گذشته یهود مدینه و منجمله بنی قریظه تا مدتهای بسیار بعد از این واقعه در مدینه زندگی می کردند و واقدی و ابن حزم و محمد بن اسحاق و دیگران ان را ذکر کرده اند و  بنا بر قول همه تواریخ، مردان یهودیان بنی قریظه در جنگ خیبر که دو سال بعد از این واقعه رخ داد، حضور داشتند. این نشانگر آن است که این دروغی بیش نیست که همه مردان قتل عام شدند!
•    روایت اهل سنت درباره حکم سعد بن معاذ بسیار اختلاف دارد.
•    آنچه در روایات حدیثی اهل سنت در صحاح امده است حرفی از تعداد نزده اند و با چند لفظ آمده است مردان را کشتند جنگجویانشان را کشتند، مردان بالغ را کشتنداما در کتب غیر صحاح که تعداد را ذکر کرده اند نیز اختلاف است ۴۰۰ -۶۰۰ -۷۰۰ -۸۰۰ – ۹۰۰ نفر نیز  ذکر شده است. از همه اینها که بگذریم متخصصان تاریخی امثال ابوعبید قاسم بن سلام و حبیب ازدی و ابن زنجویه کشته شدگان را فقط جنگجویان دانسته و آنها را چهل نفر ذکر کرده اند. حتی خود ابن اسحاق که روایاتش را از یهودیان مدینه گرفته است کشته شدگان را از معروفین و سران جنگجو ذکر کرده است.
•    در جنگ بدر با آن شهرتش هفتاد نفر از قریش کشته شدند که نام همگی آنها در تاریخ ثبت است .در احد هم هفتاد نفر از مسلمانان کشته شدند که نام آنها نیز ثبت شده است در جنگ حنین که بزرگترین جنگ دوران پیامبر بود و با دوازده هزار نفر از همراهانش ضد سی هزار نفر جنگید تنها چهار نفر کشته شدند و نام آنها هم مشخص است. حال چگونه است که درموقعیتی که جنگی رخ نداده این همه کشته برجای مانده و البته هیج جا نامی هم از آنها ذکر نشده .
•    دیگر اینکه این حکم حکم پیامبر نبود بلکه حکم سعد بن معاذ و بر اساس شریعت خود یهودیان صادر شده است. جدای از این مطلب درسیره پیامبرصلی الله علیه و آله  و احکام  اسلام کشتن اسیر نه تنها پسندیده نیست، بلکه به مدارا کردن با اسیر توصیه نیز شده است. حتی حضرت در بیشتر جنگها جنگجویان را نیز می بخشید و این قضیه را می توان در فتح مکه و حنین و طایف به وضوح دید.
•    واقعه ماسادا و شباهت آن به داستان کشتار بنی قریظه:
از سوی دیگر باید توجه داشت که داستان کشتار بنی قریظه، نمونه ای مشابه در تاریخ قدیمی یهود دارد که می توان این گزارش را نسخه ای از همان داستان قدیمی دانست. در آن حادثه گفته می شود انقلابیون یهود علیه رومیان قیام کردند، اما پس از تخریب معبد آنان در سال 73 میلادی  متعصبان(الغیوریین ( Zealots) و افراطی های ایشان به قلعه صخره ای  در ماسادا(masada)   فرار کردند وماجرا به قتل عام ایشان پس از محاصره شان انجامید. برخی از آنان از واقعه جان سالم به در بردند و به جنوب گریختند و بنا به یک نظریه، همان ها به مدینه آمدند و در آنجا ساکن شدند و آنان که ماندند، گزارش ماسادا را به نسل های بعدی منتقل کردند.
کسی که در واقعه ماسادا حضور داشته و آن را ثبت کرده، فلافیوس جوسیفوس(flavius josephus) است که سمتی در روم داشته اما یهودی بودن خود را پنهان می کرد.  نکته قابل توجه شباهت زیاد جزئیات این واقعه با داستان بنی قریظه و مقاومت آنان در جنگ است، مثلاً در گزارش ماسادا آمده که اسکندر، هشتصد یهودی را دستگیر و در مقابل زن و فرزندشان کشت. چنان که عده فراوان دیگری از یهودیان، در ماجراهای دیگر کشته شدند. آن چه جلب توجه می کند تشابه شمار کشتگان در ماسادا است. کشته شدگان را 960 نفر گفته اند که 600 نفرشان از انقلابیون یهود بودند!
تشابه دیگر اینکه وقتی یهودیان از محاصره به تنگ آمدند، بزرگ آنان الیعازر، مانند آنچه کعب بن اسد در میان بنی قریظه پیشنهاد کرد، از دوستان خود خواست که زنان و کودکان خود را بکشند تا بدون دغدغه آنان، به سختی مبارزه کنند یا حتی پیشنهاد شد به کشتن همدیگر دست زنند!
تشابه میان این دو گزارش آن هم در جزئیات، جلب توجه می کند. مشابهت تنها در خودکشی دسته جمعی نیست، بلکه در اعداد و ارقام نیز هست. اینها تقریبا برابر است. برجستگی نام اشخاص و تشابه نام هایی هم که در آن داستان ها آمده، محل توجه است.
به نظر می رسد اصل داستان بنی قریظه از این واقعه گرفته شده و فرزندان یهود که به یثرب(مدینه) آمدند، آن را حفظ کرده و آن را با داستان بنی قریظه آمیخته اند. چه بسا کسی که تاریخ قدیم و جدید یهود در این واقعه را به هم آمیخته، همان کسی است که ابن اسحاق از او نقل کرده و مورخان مسلمان بدون توجه و بررسی آن را آورده اند.
2-    این واقعه به جهت عقلانی نیز قابل پذیرش نیست.
•    چون اگر  برای کشتن هر نفر، سه دقیقه وقت فرض شود این کشتار دو تا سه روزطول می کشد.
•    اگر همه مردهای کشته شده را جنگجو فرض کنیم و تعداد آنها را ۶۰۰ نفر فرض کنیم باید تمام بنی قریظه از زن و مرد و کودک حدود سه هزار نفر باشند.حرکت دادن سه هزار نفر که حد اقل ۶۰۰ نفر آنها مرد جنگجو بودند کار آسانی نیست حتی حرکت دادن ۶۰۰ نفر از آنها و جای دادن شان در دو خانه کوچک دور از عقل است زیرا غرفه یک خانه معمولی  تنها برای شانزده تا هفده نفر جا داشته است. این در حالی است که مسجد نبوی با طول ۳۵ و عرض ۳۰ متر بزرگترین ساختمان مدینه محسوب می شد.
•     در کشتارهای اخیر که با اسلحه گرم به راحتی می کشند کشتن ۶۰۰ نفر به صورت پنج نفر پنج نفر بیش از یک روز وقت می گیرد.حال چگونه فردی که نیاز به استراحت، تغذیه، خواب و استراحت و عبادت دارد توانسته در یک روز این همه جنگجو را سر ببرد.
•    کشتن ۶۰۰ نفر در وسط بازار مدینه و دفنشان کاری غیر عاقلانه بود خصوصا که خندقی آماده وجود داشت تا کشتگان را در آن بیندازند چرا که کشتن و دفن افراد وسط شهر بیماری زا و باعث آزار بود.