توصیه‌های اخلاقی صوفیان با عرفاء واقعی کاملاً متفاوت است مثلاً غزالی برای درمان صفت تکبر می‌گوید: «افرادی که در خود تکبر و بزرگ‌منشی مشاهده می‌کنند باید در بازار اقدام به گدایی کنند تا این صفت زشت در نفس آن‌ها کشته شود.» [تاریخ صوفی و صوفی‌گری، ج ۲، ص ۸۱۵] واقعاً چرا انسان باید آبروی خویش را بریزد تا اینکه تکبر را از خود دور کند. هر انسان عاقلی می‌فهمد که این راهش نیست. بلکه راه آن راه عارفانی حقیقی همچون ملااحمد نراقی است که شخص متکبر را ارجاع به آیات و روایات در مذمت تکبر می‌دهند و یا همچون امام خمینی (رحمة الله علیه) که با استفاده از قرآن، شخص متکبر را متوجه نحوه خلقت او می‌کند که از آبی متعفن بوده است لذا لایق تکبر نیست. همچنین او را متنبه می‌کند که اگر یک روز گرسنه بماند به خوردن هر مردار گندیده‌ای حاضر می‌شود. [چهل حدیث امام، ص 93 و 94] درواقع این تفاوت توصیه نشانه دور بودن صوفیه از معارف قرآن و اهل‌بیت (علیهم السلام) دارد.

پی‌نوشت:
مبلغی آبادانی، عبدالله، تاریخ صوفی و صوفی ‌ گری، انتشارات حر، تهران، ۱۳۷۶، ج ۲، ص ۸۱۵
خمینی روح‌الله، چهل حدیث، نشر موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، 1391، ص 93 و 94