بعد از رحلت پیامبر و آن همه سفارشات حضرت به مردم درباره‌ی دخترش فاطمه، اما باز احترام فاطمه را نگه نداشتند و این بانو در راه ولایت و حمایت از امام زمانش به شهادت رسید، بانویی که روح و قلب پیامبر و آزار و اذیت او مساوی با آزار و اذیت پیامبر بود، لذا پیامبر فرمودند: «فاطمه قلب و روح من است... پس کسی‌که او را آزار دهد مرا آزرده است.»[الفصول المهمه، ص150] اما بعد از رحلت پیامبر برخی از صحابه مانند عمر و ابوبکر و دیگران برای بیعت گرفتن از حضرت علی (علیه السلام) او را به‌سوی مسجد کشاندند.[عقد الفرید، ج2 ص285] و به خانه‌ی دختر پیامبر حمله‌ور شدند و خانه‌ی او را به آتش زدند. بعد از آن وقایع هولناک فاطمه زهرا اندوهگین و ناراحت، در حالی‌که از خانه خارج می‌شد و گریه می‌کرد با صدای بلندی خطاب به پدرش عرض می‌کند: «ای پدرم ای رسول خدا، چه‌ها که بعد از تو از پسر خطاب و پسر ابوقحافه کشیدیم.»[الامامه و السیاسه، ج1 ص13] و در این حالات بود که حضرت به غاصبین خلافت خطاب می‌کند و می‌فرماید: «چه زود بر اهل بیت رسول خدا هجوم آوردید به خدا سوگند با شما سخن نمی‌گویم تا این‌که خدا را ملاقات کنم.»[شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج2ص57خطبه26] پس معلوم می‌شود که هیچ‌گاه حضرت فاطمه از خلفای غاصب راضی نبود.

پی‌نوشت:

الفصول المهمه، ابن صباغ مالکی، دارالحدیث، قم، ایران، ص150. «هی قلبی و روحی... فمن آذاها فقد آذانی.»
عقد الفرید، ابن عبد ربه، دارالکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج2 ص285.
الامامه و السیاسه، ابن قتیبه دینوری، دارالاضواء، بیروت، لبنان، ج1 ص13. «یا ابت رسول الله، ماذا لقینا بعدک من ابن خطاب و ابن ابوقحافه.»
شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، دارالکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج2 ص57 خطبه26.