فطرت انسان به دنبال عشق است هرچند این عشق مجازی باشد و یا حقیقی و در راستای عشق به خدا. ولی این عشق در مکتب اشو سرگردان شده است. اشو معتقد است شکوفایی معنوی انسان با عشق‌ورزی و مراقبه امکان‌پذیر است و منظور او از عشق، عشق جنسی است. او معتقد است که با روابط محض و تاکید تنها برعشق انسان از خود بیگانه شده و نمی‌تواند نیروی الهی را در خویش کشف کند و شکوفا سازد. همان‌طور که مراقبه‌ی محض در آیین‌های شرقی نمی‌تواند راهی به‌سوی حقیقت گشاید.[الماس‌های اشو، ص 13] وی گاهی مخاطبینش را به‌سوی عشق دعوت می‌کند و گاهی آن‌ها را از آن پرهیز می‌دهد. او در موضع‌گیری در قبال عشق سرگردان و پریشان است.[آسیب‌شناسی شبه جنبش‌های معنوی، ص 216] و لذا این‌گونه تناقض گویی‌ها و دوگانگی‌ها از نشانه‌های جریان‌های انحرافی‌ است. و مکتب اشو نیز یکی از همین جریان‌های منحرف است که هدفی جزء تخریب خانواده ندارد.

پی‌نوشت:
اشو، الماس‌های اشو، مرجان فرجی، نشر فردوس، 1382.  
حمیدرضا مظاهری سیف، آسیب‌شناسی شبه جنبش‌های معنوی، نشرصهبای یقین، 1395.