چهره‌ای که کوئیلو از جهان به نمایش می‌گذارد، چهره‌ای تاریک است که شرارت در آن غلبه دارد. قاعده‌ای که وی برای دنیا معرفی می‌کند، نشان از تسلط نیروهای شر بر سرنوشت مردم دارد و قوای خیر که از ناحیه‌ی خداوند است در مقابل آن ناتوان است و این باعث افتادن سایه ترس و یأس بر پدیده‌ها گشته و اتفاقات ناگوار را به عنصر ثابت و مورد انتظار در هستی تبدیل نموده است. برای مثال وی در جایی می‌گوید: «سرنوشت هر کس از پیش رقم خورده است، فاجعه همیشه رخ می‌­دهد و هیچ­کدام از تلاش‌­های ما نمی‌­تواند صف پلیدی را که منتظر ماست، تغییر دهد.»(پائولو، شیطان و دوشیزه پریم، ص 106) در همان‌جا می‌گوید: «اراده خدا این بود که تاریخ داستان زیبایی از رستگاری را به نمایش بگذارد اما یک اتفاق باعث شد نبرد بی‌امان خیر و شر، باشدت بیشتری ادامه یابد.»(همان، ص 189) پیگیری فرازهایی که کوئیلو به تکرار این‌گونه مفاهیم پرداخته است، پرده از این حقیقت بر می‌­دارد که تکرار این «مفاهیم»، تصادفی نیست، بلکه نویسنده درصدد جا انداختن و تثبیت آن‌­ها، در ذهن و روح مخاطب است.

پی‌نوشت:

پائولو کوئلیو، شیطان و دوشیزه پریم، نشر کاروان، ترجمه آرش حجازی، 1384.
حمزه شریفی‌دوست، نقد اندیشه‌های معنوی کوئیلو، نشرعصرآگاهی، 1390، ص 8