یکی از اصولی که در مکتب اشو بر آن تأکید بسیار می‌شود، نفی ذهن است. او معتقد است ذهن همیشه عادت دارد همه‌چیز را به دو قسمت تقسیم کند و آن وقت به آن دو نگاه کند.(اشو، خلاقیت، 57) از نظر او ذهن توانایی کلی‌نگری ندارد. این محدودیت بزرگ ذهن است که همیشه بخشی از هر چیز را می‌بیند نه کل آن را. ذهن همیشه به قسمتی که می‌بیند می‌چسبد و قسمت دیگر را از ترس پس می‌زند و به خاطر همین زندگی همیشه مملو از ترس و دلهره است. از آنجا که ذهن در مکتب اشو جایگاهی ندارد، به دنبال آن وی به نقد فلسفه، علم و تکنولوژی می‌پردازد. اشو حتی براساس نقد ذهن به نقد استدلال برای خدا هم می‌پردازد. پرواضح است که باید در این‌گونه مکاتب انحرافی، رهبران این فرقه عقل و تفکر را از مخاطبین خود بگیرند تا بتوانند به آمال و اهدافشان برسند. زیرا فرقه‌های انحرافی دارای تناقض‌های بسیاری است که فقط با نفی ذهن می‌توانند به حیاتشان ادامه دهند. این درحالی است که اسلام، پیروانش را از ابتدا دعوت به تفکر و تعقل می‌کند.

پی‌نوشت:

محمدتقی فعالی، آفتاب و سایه‌ها، نشر عابد، 1390.