یوگا یا همان مدیتیشن شبه معنویتی است که برگرفته از مشرق زمین است. یوگا جزء مکاتب فلسفی هند به شمار می‌آید. برای یوگا فوایدی برشمرده‌اند که برخی از این پیامدها و تکنیک‌های یوگا، به جنبه‌ی مادی و کالبد فیزیکی باز می‌گردد. آثاری از قبیل: کاهش سردرد، داشتن اندامی متناسب، درمان تنگی نفس، آرامش فکر و زندگی صلح‌آمیز. عمده مزیتی که یوگیست‌ها به آن تکیه می‌کنند، آرامش روحی است. اما چون یوگا کار سطحی می‌کند و ریشه‌یابی و درمان ندارد، مخاطبینش بعد از عمل مدیتیشن دوباره به مشکل خود باز می‌گردند. ولی چنانچه تمام این مزایا صحیح باشد. در این صورت آن‌چه ما در اختیار داریم تنها یک سری حرکات و تکنیک‌های پیچیده و بعضاً دشوار است. سؤال این است که این حرکات فیزیکی با عرفان چه سنخیتی دارد. عرفان مؤلفه‌هایی دارد از قبیل تقرب به خدا، یکسو نگریستن، رهایی از دنیا. همچنین از سوی دیگر محور عمده‌ی تکنیک‌ها و فرمول‌های یوگا، کار با جسم و کالبد فیزیکی است، درحالی‌که اولین قدم عرفان بریدن از جسم و ماده است. لذا یوگا و عرفان به معنای واقعی و راستین از جمله امور پارادوکسیکال‌اند.
پی‌نوشت:
محمدتقی فعالی، آفتاب و سایه‌ها، نشرعابد، 1390، ص 122.