اساساً واژه‌ی وطن، در کلام رهبران بهائیت نامأنوس بوده و رهبران تشکیلات بهائی، بارها هم‌کیشان خود را به سمت بی‌وطنی سوق داده‌اند.(خطابات مبارکه، ج 3، ص 147.) مفهوم وطن تا جایی نزد پیشوایان بهائی بی‌ارزش بوده که آنان، مدافعین وطن در مقابل تجاوز بیگانگان را به سگ‌های درّنده، تشبیه کرده‌اند.(مکاتیب، ج 1، ص 410)
بهائیان نیز بالتّبع پیشوایان خود، بی‌وطنی را سرلوحه‌ی امور قرار داده و همین امر، از آنان جاسوسانی بالفطره ساخته است. اما نکته‌ای که بسیار قابل تأمل است، تغییر استراتژی ظاهری بهائیت در اظهار وطن‌دوستی، برای فریب افکار عمومی است. چرا که پس از سال 1362 به بعد که تمامی فعالیت‌های بهائیت در ایران ممنوع اعلام شد، با استناد به قول عباس افندی: «هر ذلّتی را می‌توان تحمل نمود مگر خیانت به وطن...»(اسناد فعالیت بهائیان در دوران محمدرضا پهلوی، ص 345) خود را خادمین وطن می‌نامند!
پی‌نوشت:
عباس افندی، خطابات مبارکه، لانگنهاین آلمان غربی: لجنه ملّی نشر آثار امری به لسان‌های فارسی و عربی، بی‌تا.
ر.ک: عباس افندی، مکاتیب، نسخه الکترونیکی.
ثریا شهسواری، اسناد فعالیت بهائیان در دوران محمدرضا پهلوی، بی‌جا: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1387.