پیامبرخوانده‌ی بهائیت پس از آزادی و نجات خود از زندان با دخالت مستقیم امپراطوری روس تزار، وی در لوحی خطاب به پادشاهی روس "الکساندر دوم" از او تشکر کرد. اما نکته قابل توجه آن‌جاست که وی نیت "خدایی" امپراطور روس را عامل حمایت از خود برشمرده است. حال آن‌که امپراطوری غاصب و ستم‌گری چون تزار چگونه می‌تواند دارای نیت خدایی باشد؟!

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ امپراطوری روس تزار، به دلیل سیاست‌های توسعه‌طلبانه‌ی خود و اشغال بخش‌های وسیعی از خاک ایران اسلامی، به عنوان حکومتی ظالم و متجاوز نزد ایرانیان شناخته شده است. این در حالیست که به دلیل حمایت‌های بی‌دریغ این امپراطوری از پیشوایان بابی و بهائی (برای توسعه‌ی آشوب و تفرقه‌افکنی در ایران)، توسط آنان عادل و دارای نیت خدایی خطاب گشته است.
همچنان که پس از آزادی و نجات حسینعلی نوری از زندان توسط روس‌ها، وی در لوحی خطاب به پادشاهی روس "الکساندر دوم" نوشت: «ایامی که این مظلوم در سجن، اسیر سلاسل و اغلال بود، سفیر دولت بهیه (أیده الله تبارک و تعالی) نهایت اهتمام در استخلاص این عبد مبذول داشت و مکرر اجازه خروج از سجن صادر گردید؛ ولی پاره‌ای از علمای مدینه در اجرای این منظور ممانعت نمودند تا بلاخره در اثر پافشاری و مساعی موفور حضرت سفیر، استخلاص حاصل گردید».[1]
پیامبرخوانده‌ی بهائی در ادامه، به بغض ایرانیان نسبت به بهائیت بخاطر حمایت روس‌ها از او اشاره کرده و "نیت خدایی" امپراطور روس را عامل حمایت از خود برشمرده است: «أعلی‌حضرت، امپراطور دولت بهیه روس (أیده الله تبارک و تعالی) حفظ و حمایت خویش را فی سبیل الله (: در راه خدا) مبذول داشت و این معنی علت حسد و بغضای جهلای أرض گردید».[2]
بنابراین مدعی پیامبری بهائیت، یا تصویر درستی از خداوند نداشته و یا ملاک خدایی بودن نزد سران بهائیت، حمایت از این فرقه است؛ حتی اگر حامی، دستش به خون هزاران بیگناه آلوده باشد و هزاران فرسنگ از سرزمین ایران را اشغال کرده باشد! از طرفی این مدعی پیامبری، تا چه میزان مردم شریف ایران را نابخرد می‌دانست که انگیزه‌ی استعمار در نجات خود (که عامل شورش و تفرقه و دین‌سازی به شمار می‌رفت) را "نیت خدایی" معرفی کرده است.

پی‌نوشت:
[1]. شوقی افندی، قرن بدیع، ترجمه: نصرالله مودت، بی‌جا: مؤسسه‌ی ملّی مطبوعات امری، 125 بدیع، ج 2، ص 49.
[2]. همان.