مبلّغان بهائی در پیج تبلیغی خود، تلاش نمودند تا حکم اسلام در خصوص حرمت گوشت خوک را مورد خدشه قرار دهند. این در حالیست که نه تنها اسلام، بلکه به حکم سایر ادیان الهی و عقل سلیم، مصرف گوشت خوک حرام و ممنوع است. با این حال، با چه رویی بهائیت می‌تواند خود را دینی الهی بنامد و لزوم تطبیق دین با علم و عقل را از آموزه‌های خود برشمارد؟

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ مبلّغان بهائی در پیج تبلیغی خود، تلاش نمودند تا حکم اسلام در خصوص حرمت گوشت خوک را مورد خدشه قرار دهند. از این‌رو ابتدا ضمن تلاش برای تردید در حکم حرمت آن، دلایل بهداشتی پرهیز از گوشت خوک را زیر سؤال بردند.[1] اما در پاسخ به طومار نویسی مبلّغان بهائی می‌گوییم:
اولاً: آیین آسمانی اسلام با در نظر داشتن مفاسد مصرف گوشت خوک، صراحتاً دستور به اجتناب از تمامی اقسام خوک خشکی داده است: «حُرِّمَتْ عَلَیْكُمُ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزیرِ... [مائده/3] اما آن گوشت‌ها و چیزهایى كه خوردنش بر شما حرام شده گوشت مردار و خون و گوشت خوک».
ثانیاً: هرچند برخی از پیروان ادیان الهی بخاطر اباحه‌گری، گوشت خوک را مصرف می‌کنند؛ اما در متون این ادیان نیز از ارتکاب این عمل نهی شده است.[2] بنابراین، تصریح متون الهی به حرمت گوشت خوک و مخالفت دین‌سازان اباحه‌گر بهائی با آن، خود گواه بر غیرالهی بودن بهائیت است.
ثالثاً: در علم پزشکی و روانشناسی ثابت شده که مصرف گوشت خوک، آثار سوء اخلاقی و روانشناسی دارد؛ تا جایی که حتی نزد اروپائیان (که از مصرف کنندگان خوک هستند)، خوک نماد بی‌غیرتی به شمار می‌آید.[3] همچنین خوک حامل بیماری‌هایی نظیر اسهال خونی، یرقان عفونی، انتامیب هیستولتیک و... می‌باشد که با مصرف گوشت و فراورده‌های آن، این بیماری‌ها به انسان منتقل خواهد شد.[4]
با این حال، با چه رویی بهائیت می‌تواند خود را دینی الهی بنامد و لزوم تطبیق دین با علم و عقل را از آموزه‌های خود برشمارد؟![5]

پی‌نوشت:
[1]. به نقل از پیج تبلیغی وابسته به تشکیلات بهائیت.
[2]. جهت مطالعه‌ی بیشتر، بنگرید به مقاله‌ی: حکم خوردن گوشت خوک در قرآن و کتاب مقدس
[3]. آیت‌الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، کتابخانه‌ی الکترونیکی فقاهت، ج 1، ص 665-663. (البته بی‌غیرتی، یکی از آموزه‌های اصلی فرقه‌ی بهائیت است)
[4]. دکتر عبدالحمید دیاب و دکتر قرقوز، طب در قرآن، مترجم: کمال روحانی، ص 146-147.
[5]. ر.ک: عباس عبدالبهاء، مکاتیب، مصر: چاپ اول، 1340 ق/1921م، ج 3، ص 276.