ارباب کلیسا، خدایی را به مردم متمدن معرفی می کنند که ذاتی دگرگون شده و متحول دارد و او را از مرتبه فوق ماده به تجسـد می کشاننـد و به دارش می آویزنـد بنابر این جا دارد که "ماتریالیسم" با این شیوه از خداشناسی به پیکار برخیزد و بگوید: خدا انسان ها را نساخته است بلکه انسان‌ها خدا را ساخته اند!

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ در جهـان مسـیحیت از زمانی که عیسی مسیح (ع) دارای جنبه الوهیت شد با اینکه مانند سایر انسان‌ها بشر بود و همچنین به علت رفتار خشن روحانیون کلیسا درگذشـته وانـدیشه‌های موهومی که هم اکنون نیز کلیسـا عرضه می‌کند، بسـیاری از مردم متمدن نسبت به اساس دیانت بدبین و بی‌اعتقاد شده اند، و حتی افراد فراوانی به الحاد و کفر گرویده اند. آیـا منشأ این لغزش فکری چیزی جز همان تعالیم کلیساست که هرگاه از خـدا سـخن به میان می آورنـد، او را متشکل از پدر و پسر و روح القدس می‌دانند.
هنگامی که ارباب کلیسا، خدایی را به مردم متمدن معرفی می‌کنند که ذاتی دگرگون شده و متحول دارد و او را از مرتبه عالی و مجرد از جسم به مرتبه ماده و تجسـد می‌کشاننـد. خدایی که به دار آویحته می‌شود و به پندار نادرست پولس: "ملعون می‌شود تا لعنت بندگان را باز خرید کنـد" جا دارد که "ماتریالیسم" با این شیوه از خداشناسی به پیکار برخیزد و بگوید: خدا انسان‌ها را نساخته است بلکه انسان ها خدارا ساخته اند.[1]
کنت لئو تولسـتوی - فیلسوف مشـهور روسی - می‌گوید: «به خود گفتم (او) وجود دارد و فقط در همین لحظه که وجود او را تصـدیق کردم حیات در من دمیـده شد و من امکان زندگی را احساس کردم و لذت وجود را درك نمودم. اما چون پس ازتصدیق به وجود خدا در پی آن رفتم که نسبت خود را با او بدانم و چون در این مقام به تبعیت قوم، تصور خدایی را کردم که خالق ما است و در سه شـخص تجلی کرده و پسـر خویش عیسی مسیح - نجات دهنده ما را- فرستاده است، آن خدا باز از من و جهان جدا گشت و چون تکه یخی در مقابل دیدگانم آب شد. باز چیزی در من باقی نماند و باز چشمه حیات در من خشک شد و من همچنان مأیوس ماندم.»[2] حال می‌توان این پرسش را مطرح نمود که آیا کلیسا تا حدود زیادی مسئول شیوع الحاد و مادی گری در غرب نیست؟

پی‌نوشت:

[1]. نگاهی به مسیحیت، علی اصغر رضوانی، نشر مسجد مقدس جمکران، 1391
[2]. اعتراف، تولستوی، ترجمه اعظم هوشمند، صفحه 90.