عبدالحسین آیتی، در نقل حکایتی، موضع پیامبرخوانده‌ی بهائیت را در تأیید اعمال خشونت‌آمیز و گفتار کفرآمیز پیروان خود، ذکر کرده است. اما به راستی چگونه می‌توان بهائیت را مسلک صلح‌طلب دانست، در حالی که پیامبرخوانده‌ی آن اغنام خود را بر ترور ترغیب نموده است؟! همچنین چگونه این مدعی پیامبری ادعای غلوآمیز پیروان خود را تأیید کرده است؟!

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ عبدالحسین آیتی (از مبلّغان برجسته و کاتب عبدالبهاء)، در کتاب کشف الحیل خود که پس از برگشت از بهائیت نگاشته، در نقل حکایتی از موضع پیامبرخوانده‌ی بهائیت در قبال اعمال خشونت‌آمیز و گفتار کفرآمیز پیروان خود، آورده است: «یکی از قاتلین استاد محمدعلی سلمانی را در عشق‌آباد دیدم. گفت: وقتی تصمیم بر قتل آن مخالفین گرفتم، از جمال مبارک (حسینعلی نوری) اجازه خواستم. با تبسم و شوخی فرمودند: اگر اجازه ندهم چه می‌کنی؟ عرض کردم: اگر اجازه هم ندهید، من شرکت در قتلشان خواهم کرد. تبسمی نمود که مگر از خدا نمی‌ترسی؟ عرض کردم: خدایی غیر از شما نیست. وجهه مبارک شاد شد و فرمودند: مرحبا! موفق باشی».[1]
اما در بررسی این حکایت باید گفت:
اولاً: چگونه می‌توان بهائیت را مسلک صلح و خشونت‌ستیز دانست،[2] در حالی که پیامبرخوانده‌ی این فرقه اغنام خود را بر خشونت‌طلبی و ترور ترغیب نموده است؟!
ثانیاً: در حالی که سیره‌ی انبیاء الهی و جانشینان ایشان همواره بر هشدار، تکذیب، تکفیر، نفرین و مبارزه با غلات استوار بوده [3]، چگونه مدعی دروغینی همچون حسینعلی نوری، در قبال ادعای الوهیت خود از جانب پیروانش ابراز رضایت نموده است؟!
لذا این حکایت به خوبی نشان از آن دارد که علاوه بر تجویز پیامبرخوانده‌ی بهائیت بر قتل مخالفین فکری خود، وی به گفتار کفرآمیز پیروانش نیز صحه گذارده است.

پی‌نوشت:
[1]. عبدالحسین آیتی، کشف الحیل (3 جلدی)، تهران: بی‌نا، 1340 ش، ج 3، ص 126.
[2]. ر.ک: عباس افندی، مکاتیب، مصر: فرج الله زکی الکردی، 1921 م، ج 3، ص 102.
[3]. جهت آشنایی بیشتر مراجعه شود به پایگاه اطّلاع رسانی حوزه نت، عنوان: شیوه‌های برخورد امام صادق (علیه‌السلام) با غلوّ و غُلات