پیامبر بزرگ اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) در مناسبتهای مختلف و در میان برخی از اصحاب و یاران خود به حوادث و اتفافات بعد از خود اشاره نموده است که این خود یکی از معجزات باهره و دلائل آشکار بر صدق پیامبری ایشان از طرف خداوند میباشد که در آن به بیان سخنانی به عنوان رویدادها و پیشگویی هایی پرداخت. از جمله این که بعد از خودش خلفا فریبکار و زمامداران فاسق و... روی کار می‌آیند

.

از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) روایات فراوانی با مضامین و عبارات مختلف وارد شده است که در آن روایات، از روی کار آمدن یک عده امام و زمامدار دروغین، فریبکار، فاسق، سردمدار کفر، خلفای سفیه و گمراه کننده، اهل بدعت، خائن به خدا و رسولش و مسلمانان جامعه اسلامی، کشندگان مخالفین خود به جرم مخالفت با ایشان و به بازی گرفتن احکام دین اسلام یاد شده است، و پیامبر خدا هشدار صریح می‌دهد که پیروان و تصدیق کنندگان و همکاران آنها از امت آن حضرت نمی‌باشند. خداوند هم در قرآن می‌فرماید: «یَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ...[اسراء/70]روزی که همه مردم را با رهبرانشان می‌خوانیم...». و وای به رهبرانی که راه ضلالت را پیمودند و کسانی که از ایشان تبعیت کردند و یا در آیه دیگر می‌فرماید: «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ لا یُنْصَرُونَ[قصص/41] و قرار دادیم ایشان را امام که دعوت می‌کنند مردم را به سوی آتش و روز قیامت یاری نمی‌شوند». و اینجاست که پیامبر اکرم هم از آنان تبرّی و بیزاری می‌جوید و هم در روز قیامت آنها از حوض کوثر بهره‌مند نمی‌شوند.و اما احادیث و روایات در منابع اهل سنت ذیل این موضوع فراوان یافت می‌شود که از باب نمونه به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:
مثلاً متقی هندی در کتاب خود از پیامبر حدیثی را نقل می‌کند که فرمودند: «انّ یعدی ائمه ان أطعتموهم أکفروکم، و ان عصیتموهم قتلوکم، ائمه الکفر و روس الضلاله[1] بعد از من ائمه و خافایی هستند که اگر از آنها پیروی کنید کافر می‌شوید و اگر پیروی نکنید شما را می‌کشند، آنهاامامان کفر و سرمنشأ گمراهی و ضلالت هستند».
و یا مثلاً در حدیثی دیگر وارد شده است که می‌فرماید: «سیکون امراء بعدی، یقولون ما لایفعلون و یفعلون ما لایومرون[2] بعد از من امراء و امامانی می‌آیند که حرف دین را می‌گویند ولی عمل نمی‎کنند، انجام برخی کارها را می‌دهند در حالی که به آن امر نشده‌اند».
و یا ذیل حدیثی طولانی پیامبر اکرم می‌فرماید: «اسمعوا هل سمعتم انه سیکون یعدی امراء فمن دخل علیهم فصدّقهم بکذبهم و اعانهم علی ظلمهم، فلیس منّی و لست منه... و سیرد علیّ الحوض[3] بشنوید آیا شنیدید به همین زودی بعد از من خلفاء و امامانی بیاید که هر کس دروغ آنان را تصدیق کند و با آنان همکار و یاور شود، او از من نیست و من از او نیستم و بر من نزد حوض کوثر راه نیابد و هر که با آنها نباشد و دروغ ایشان را باور نکند و در ستم و ظلم یاری ایشان نکند او از من و من از او نیستم. زود است که مرا در نزد حوض کوثر ملاقات کند».
و در حدیث دیگر پیامبر  به کعب بن عجره می‌فرماید: «اعاذک الله یا کعب من اماره السفهاء، قال: و ما اماره السفهاء یا رسول الله؟ قال: امراء یکون بعدی لایهدون بهدیی، و لا یستنّون بسنّتی، فمن صدّقهم بکذبهم و اعانهم علی ظلمهم فاولئک لیسوا منّی... سیردّون علیّ حوضی[4] ای کعب خدا تو را از زمامداری سفیهان پناه دد. کعب گفت ای رسول خدا، امارت سفیهان چیست؟ فرمود خلفاء و زمامدارانی بعد از من به صحنه می‌آیند که نه به رهنمود من راهنمایی شوند و نه به سنت من عمل کنند، پس کسانی که دروغهای آنها را تصدیق کنند و آنان را بر ظلم به دیگران یاری نمایند از امت من نخواهند بود و من هم از آنان نخواهم بود و سر حوض کوثر بر من وارد نشوند».
در نتیجه شکی نیست با این گونه روایات در کتب اهل سنت که همه مدعیان خلافت و جانشینی پیامبر جز تعداد کمی از آنها در حدیث -اثنی عشر خلیفه- مابقی آنها واجد شرایط خلافت نبوده و صلاحیت عهده‌دار مناصب دینی و علمی بر جامعه مسلمین را نداشته‌اند و اطاعت از آنان واجب نبوده بلکه مسلمانان مکلف به مبارزه با آنها بودند. اما هوی و هوس دنیایی عده زیادی از ایشان باعث گردید که این امر میّسر نگردد. یا اولی الابصار

پی‌نوشت:

[1]. کنزالعمال، متقی هندی، موسسه الرساله، بیروت، لبنان، ج11 ص118 شماره30849.
مسند ابویعلی، دار الثقافه العربیه، بیروت، لبنان، ج13 ص436 شماره7440.
[2]. مسند، احمد بن حنبل، دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، ج1 ص456.
کنزالعمال، متقی هندی، موسسه الرساله، بیروت، لبنان،ج1 ص579.
[3]. تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج2 ص107.
معجم کبیر، طبرانی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، ج19 ص345.
سنن کبری، نسایی، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ص649 حدیث4208.
سنن ترمذی، ترمذی، دارالفکر، بیروت، لبنان، ص217 حدیث 2374.
کنزالعمال، متقی هندی، موسسه الرساله، بیروت، لبنان، ج1 ص560 حدیث14891.
[4]. مستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، ج4 ص422.
معجم کبیر، طبرانی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، ج19 ص346 شماره358.