دو دیدگاه در باب اثبات عصمت انبیاء بر محور حکمت الهی مطرح است. دیدگاه اول متعلق به اهل‌سنت است که عصمت را تنها در باب دریافت وحی از باب معجزه واجب می‌دانند. اما این نظر با انجام گناهان در عرصه‌های دیگر زندگی انبیاء سازگاراست که این موجب تنفر از ایشان می‌شود.

گستره عصمت پیامبران الهی از جمله مسائل مهم کلامی در باب نبوت است که کانون توجهات متکلمان مسلمان قرار گرفته است. در باب حقیقت عصمت سه قول مطرح شده است:
الف: عصمت به معنای خلق نشدن گناه در معصوم است.[1]
ب: معصوم قدرت بر گناه داشته اما داعی آن در معصوم حاصل نمی‌شود.[2]
ج: عصمت ملکه ای است که مانع از صدور گناه از دارنده آن می‌شود.[3]
اما در عرصه اثبات عصمت برای پیامبران از برهان حکمت استفاده شده است. یکی از ابعاد برهان حکمت بر عصمت انبیاء بر محور معجزه است. این تبیین دارای دو جهت حداکثری و حداقلی است.
جهت حداقلی: برخی از عالمان اهل‌سنت بر این باورند که عصمت انبیاء تنها در آن چه مدلول معجزه را نقض می‌کند واجب است و معجزه بر این مطلب دلالت دارد که پیامبران بر آن چه از سوی خداوند می‌آورند، تصدیق شوند. به عنوان مثال امام الحرمین جوینی در این باره می‌نویسد: «عصمت پیامبران در آنچه مدلول معجزه را نقض نمی‌کند واجب است».[4]
جهت حداکثری: زمانی که مردم صاحب معجزه را فرستاده و نماینده خداوند می دانند، او را اسوه خود قرار داده و رفتار و گفتار وی را حجت می دانند. از این روی اگر او اشتباه کند، مردم نیز اشتباه می کنند و این با حکمت خداوند که هدایت مردم است، سازگار نیست. به همین جهت خداوند در آیات قرآن پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را الگوی کامل معرف کرده است. خداوند در این‌باره می‌فرماید: «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ [احزاب/21] قطعا براى شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقى نیكوست».

پی‌نوشت:
[1]. تفتازانی، سعدالدین، شرح العقائد النسفیه، مطبعه مولوی محمد عارف، بی‌جا؛ 1364 ه، ص 113.
[2]. سید مرتضی، رسائل شریف مرتضی، بیروت، موسسه النور للمطبوعات، بی تا، ج 3، ص 326.
[3]. جرجانی، سید شریف، شرح المواقف فی علم الکلام، قم، منشورات شریف رضی، 1412 ه، ج 8، ص 281.
[4]. جوینی، عبدالملک بن عبدالله، الارشاد الی قواطع الادله فی اصول الاعتقاد، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1416 ه، ص 143.