یکی از خصوصیات سران تصوف قبل از قرن هفتم، سنّی بودن مذهب آنان بود که حتی بعضی از آنان، تسنن را شرط ورود به تصوف دانسته‌اند. حال از صوفیان مدعی تشیع، باید پرسید چرا از کسانی که مذهبی غیر از مذهب شیعه داشته پیروی کرده و آنان را از بزرگان خود به‌حساب آورده‌اند.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ صوفیان برای رسمیت دادن به فرقه خود، اشخاص و بزرگانی از صدر اسلام تا امروز را در سلسله مشایخ خود ذکر کرده‌اند، که برای جذب و فریب مردم و همچنین اسلامی جلوه دادن آن، چند نفر از امامان معصوم (علیهم‌السلام) را هم نام برده‌اند. اما از آنجا که فرقه‌ی صوفیه‌ی سلطان علیشاهی مدعی مذهب تشیع بوده، یکی از اشکالاتی که می‌توان به این سلسله مشایخ آنان گرفت، این است که تا قبل از قرن هفتم، همه‌ی مشایخ صوفیه سنی مذهب بوده‌اند.
تصوف در قرون نخستین، آن چنان با تسنن عجین بود که شیخ نجم الدین رازی در «مرصاد العباد»، تسنن را شرط لازم برای ورود به تصوف به شمار آورده و در این‌باره می‌نویسد: «برای مرید و مرشد در تصوف، چند شرط لازم است که یکی از آنها، سنی بودن است.»[ موضع تشیع در برابر تصوف، ص ۶۹] جنید بغدادی که از مشاهیر تصوف است و اکثر فرقه‌های صوفیه، فرقه‌ی خود را به او می‌رسانند «شافعی مذهب بود.»[تاریخ بغداد ج 1 ص242] از دیگر مشایخ صوفیان، ذوالنون مصری است که یکی از معروفترین صوفی‌ها بوده است. در شرح حال او آمده که « وی شاگرد مالک بن انس بوده و مذهب او را داشته است.»[نفحات الانس ص32] «ابو یزید بسطامی که به او لقب سلطان العارفین داده شده، حنفی مذهب بوده است.»[نفحات الانس ص102]
با توجه به احوالاتی که از بعضی سران صوفیه نقل شد، این سؤال پیش می‌آید چرا این صوفیانی که امروزه ادعای تشیع دارند، از کسانی که سنی مذهب بوده، پیروی کرده و آنان را از بزرگان و مشایخ خود به‌حساب می‌آورند.

پی‌نوشت‌ها:
الهامی، داود، موضع تشیع در برابر تصوف در طول تاریخ، قم، مکتب اسلام، 1378، ص69.
خطیب بغدادی، ابوبکر، تاریخ بغداد، به تحقیق مصطفی عبد القادر عطا، بیروت، دار الكتب العلمیة  ، ج 1، ص 133.
جامى، عبدالرحمن، نفحات الأنس،‏ به‌تصحیح ولیام ناسولیس، مولوى غلام عیسى، كلكته، نشرمطبعه لیسى، ‏1858م، ص32  و102.