در سال 1320 روس‌ها از شمال و انگلیسی‌ها از جنوب و غرب به ایران حمله کردند. اما متأسفانه ارتش رضاشاه ظرف چند ساعت متلاشی و پرسنل آن فرار کردند. حکومت رضاشاه حتی یک روز هم نتوانست در برابر اجنبی مقاومت کند و ایران ظرف چند ساعت به اشغال متفقین درآمد.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ امروزه جریان «نو زرتشتی» و «باستانگرا» و برخی از پادوهای سرگردان اپوزوسیون، دم از عزت و احترام و قدرت ایران در زمان رضاشاه می‌زنند. گذشته از اینکه این ادعا برای خردمندانی که اهل مطالعه تاریخ هستند؛ همانند این است که کسی مدعی شود پنگوئن‌ها در مناطق استوایی زندگی راحتی را سپری می‌کنند. به همین اندازه نابخردانه و خلاف واقع.
به هر روی، لازم است بخشی از تاریخ را بازخوانی کنیم. در سال 1320 روس‌ها از شمال و انگلیسی‌ها از جنوب و غرب به ایران حمله کردند. اما متأسفانه ارتش رضاشاه ظرف چند ساعت متلاشی و پرسنل آن فرار کردند. علت اصلی هم این بود که رضاشاه هیچ پشتوانه مردمی نداشت. شخص شاه پهلوی هم توان و قدرت دفاع از میهن را نداشت. افسران عالی‌رتبه ارتش نیز در پی منافع شخصی خود بودند و غالباً هیچ حس میهن‌دوستی و اعتقاد دینی نداشتند. سربازان نیز که وضع را چنین دیدند فرار را بر قرار ترجیح دادند. حکومت رضاشاه حتی یک روز هم نتوانست در برابر اجنبی مقاومت کند و ایران ظرف چند ساعت به اشغال متفقین درآمد.[1] به راستی آیا ذلت و ننگی بالاتر از این سراغ داریم؟ حتی در زمان قاجار هم سابقه نداشت که ایران، این طور با ضعف و ذلت تسلیم بیگانگان شود. عجیب اینکه سلطنت‌طلبان با وقاحت تمام رضاشاه را قهرمان ملی می‌نامند! این گونه به شعور یک ملت توهین می‌کنند.
                  
پی‌نوشت:
[1]. سرهنگ حمید هاشمی، تاریخ پهلوی، تهران: انتشارات فرهنگ و قلم، 1392، ص 68-69.