به ادعای موبدان زرتشتی، چهارشنبه سوری ربطی به زرتشتیان ندارد. می‌گویند چهارشنبه سوری (یوم الاربعاء) مربوط به عرب عصر جاهلیت بوده است، و یا در بهترین حالت، تركیبی از سنت‌های بومی ایرانی و سنت‌های عرب عصر جاهلی است. پس چرا عده‌ای با همه وجود می‌كوشند كه این سنت ناموزون و بی‌محتوا را زنده نگه دارند؟ آیا این جشن كذایی، توهین به هویت مردم ایران نیست؟

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ رفته رفته به پایان سال خورشیدی می‌رسیم. روزهایی كه برای بسیاری، همراه با شور و شوق و برای بسیاری عذاب و ناآرامی است و صدای هولناك انفجار اشیاء محترقه آرامش و آسایش را از آنان سلب نموده است. خیلی‌ها گمان می‌كنند كه چهارشنبه سوری یك جشن مقدس ملّی است! و از همین روی آن را [به بدترین شیوه] گرامی می‌دارند! پس لازم است حقایقی را بیان كنیم.
- چهارشنبه سوری ربطی به آیین زرتشتی ندارد
در گاهشماری زرتشتی، «هفته» موضوعیت ندارد. به تعبیری صریح‌تر، در گاهشماری‌های بومی ایرانی؛ هفته وجود داشت، اما در تقویم مذهبیِ زرتشتی، هفته وجود نداشته و ندارد و اگر بخواهیم دقیق‌تر بنگریم، ورود «هفته» به تقویم‌های ایرانی در اثر نفوذ فرهنگ سامی (عربی-عبرانی) به فرهنگ ایران بود.[1] فی الواقع، در آیین زرتشتی چیزی به نام چهارشنبه وجود ندارد، و بالتبع، چهارشنبه سوری نیز در این آیین وجود ندارد. خانم دکتر کتایون مزداپور از محققان صاحب‌نام زرتشتی می‌نویسند: «خیلی از آنها (جشن‌ها و آیین‌ها) هرگز زرتشتی نبوده اند، مثل چهارشنبه سوری.»[2]
موبد موبدان ایران، جهانگیر اوشیدری می‌نویسد: «شک نیست که افتادن این آتش‌افروزی به شب آخرین چهارشنبه سال، پس از اسلام است، چه، ایرانیان باستان شنبه و آدینه نداشتند. چون روز چهارشنبه نزد اعراب روز شوم و نحسی بود لذا برای رفع نحسی اقداماتی می‌کردند. بنابراین چهارشنبه سوری جزو جشن‌های ایران باستان نیست.»[3]
همچنین دکتر کورش نیکنام، موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ایران باستان، عقیده دارد که چهارشنبه سوری هیچ ارتباطی با زرتشتیان ندارد و شکل گیری این مراسم را پس از حمله اعراب به ایران می‌داند: «در گاهشماری زرتشتیان اصلاً هفته وجود ندارد. شنبه و یکشنبه و...  بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ایران وارد شد. بنابراین اینکه ما شب چهارشنبه‌ای را جشن بگیریم (چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده) خودش گویای این هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ایران مرسوم شد.»[4] در تكمله سخن موبد نیكنام باید به عرض برسانیم كه هرچند در بین عرب، چهارشنبه (یوم الاربعاء) نحس شمرده می‌شد،[5] لیكن در قرآن و روایات صحیح، نحس بودنِ چهارشنبه مورد تأیید نیست (چون در عقائد اسلامی، هیچ روزی ذاتاً نحس نیست) ولذا جشنی با عنوانِ چهارشنبه سوری و مشابه این در منابع اسلامی وجود ندارد (بلكه این رسم و رسومات احمقانه مربوط به عرب عصر جاهلی بوده است كه برخلاف تعالیم اسلامی، تا سالیان دراز ادامه پیدا كرد). حتی آقا جمال خوانساری در كتاب «كلثوم ننه» (كتابی طنز در نقد باورهای خرافی)، به صراحت، چهارشنبه سوری را مربوط به تقویم عربی و در آخرین چهارشنبه ماه صفر می‌داند كه بسیاری از مردم آن را ایرانیزه كرده و با درهم آمیختن خرافات، آن را جشن می‌گیرند.[6]
- چالش !
روشن است كه این جشن، ربطی به زرتشتیان ندارد، و انتساب آن به ایران باستان ابداً صریح نیست. چهارشنبه سوری (یوم الاربعاء) مربوط به عرب عصر جاهلیت بوده است، و یا در بهترین حالت، تركیبی از سنت‌های بومی ایرانی و سنت‌های عرب عصر جاهلی است. پس چرا عده‌ای با همه وجود می‌كوشند كه این سنت ناموزون و بی‌محتوا را زنده نگه دارند؟ آن همه عربده كشی، ایجاد فضای تنش‌زا، مردم آزاری و ایجاد صداهای مهیب و دلخراش، خرد شدن شیشه‌ها ناشی از موج انفجار، تلفات یا زخمی شدن نیروی انسانی كه فضا را به بدترین شكل برای شهروندان ناامن می‌كند،[7] آیا اینها چیزی جز نابخردی است؟ چرا عده‌ای به خاطر شادیِ چند ساعته (آن هم از نوع نشاط كاذب)، حاضر می‌شوند به هر ذلت و حماقتی تن دهند و آسایش را از دیگران سلب كنند ؟ آیا سادیسم، مصداقی غیر از این دارد؟ آیا این جشن كذایی، توهین به هویت مردم ایران نیست؟
عجیب‌تر اینكه باستانگرایان افراطی كه رسماً با اسلام (به علت عربی بودن كتابِ مقدس آن) مخالفت می‌كنند، و بر اساس منش نژادپرستانه‌ی خود، معتقد به حذف «هرگونه پیوند با عرب» هستند، در این موضع، كاملاً خود را به «نفهمیدن» و «ندیدن» و «نشنیدن» زده‌اند. چون باستانگرایان به خاطر اهداف سیاسی، حاضرند هویتِ مورد ادعای خود را لگدمال كنند!

پی‌نوشت:

[1]. مری بویس، زرتشتیان، باورها و آداب دینی آنها، ترجمه ع.بهرامی، تهران: نشر ققنوس، 1391، ص 99
[2]. مجله‌ی هفت آسمان، بهار ۱۳۸۴، شماره ۲۵، صفحه ۱۸
[3]. جهانگیر اوشیدری، دانشنامه مزدَیَسنا، تهران: نشر مركز، 1389، ص ۳۳۳، ذیل عنوان «سوری»
[4]. بی بی سی فارسی، چهارشنبه سوری، جشنی در استقبال از نوروز، ‌15 مارس 2009، 25 اسفند 1387
[5]. ابن كثیر الدمشقی، البدایة و النهایة، بیروت: دار الفكر، 1986، ج 1 ص 128
[6]. كلثوم ننه، باب هشتم، (در بیان سازها و افعال آنها)، ص 42
[7]. روزنامه مردم سالاری، سنت چهارشنبه‌ سوری به چهارشنبه‌ ستیزی مبدل گردیده، نویسنده مقاله: ناصر توسلی نیکخو، شماره 3155، تاریخ 1391/12/22، همچنین بنگرید به جام جم آنلاین، ۲۳ اسفند ۱۳۸۹