جشن سده، جشنی است که نه نشانی در تاریخ ایران باستان دارد و نه جنبه دینی دارد که بتوان آنرا به دین و مذهب و مسلک خاصی منتسب کرد. حتی داستان هوشنگ و فریدون و ضحاک هم به آن جلوه ی دینی نمی‌دهد، ولی، زرتشتیان امروزه آنرا مراسم دینی می دانند و حتی ادعا دارند که این مراسم ملی نیز هست.

برگزاری جشن سده، در گردهمائی زرتشتیان انجام می‌پذیرد. ولی چنانچه کتاب‌ها و سندهای تاریخی و اسطوره‌ای بر می‌آید، پیدایش و برگزاری این جشن جنبه دینی نداشته است. داستان هوشنگ و فرار مار و پیدایش آتش یا داستان فریدون و ارمائیل و فرار قربانیان ضحاک و داستان های دیگری که درباره پیدایش این جشن و نام سده آمده، تمامی آنها غیر دینی است. در شیوه برگزاری جشن نیز که کتاب‌های تاریخی متعددی بیان داشته اند، در دستگاه پادشاهان پیش از اسلام و بعد از اسلام، نشانی از دستور و آیین دینی زرتشتی دیده نمی‌شود.[1]
دکتر مهرداد بهار در این زمینه می‌نویسد: «... تا آنجا که اساطیر و متون ایران باستان و میانه بر می‌آید، سده از جمله آیین‌هائی نبوده است که در ایران باستان و در ادبیات زرتشتی اعصار کهن رسمیتی داشته باشد. در اوستا و نوشته‌های پهلوی از آن ذکری نرفته است... ولی می توان باور کرد که خود آیینی بس کهن بوده.»[2]
سوالی که از موبدان و جامعه زرتشتیان و حتی باستانگرایان باید پرسید چرا این جشن نامعلوم که ذکری از آن در تاریخ و نوشته‌ها و متون نیست را باید جشن ملی نامید؟

پی نوشت:

[1]. محمود روح الامینی، مقاله جشن سده و سده سوزی در کرمان، مجله چیستا، دی و بهمن 1374، شماره 124 و 125
[2]. مهرداد بهار، کتاب جستاری چند در فرهنگ ایران، نشر فکر روز، 1373، صفحه 225