با اینکه ابوریحان در کتاب خود به نقل از اهل مغرب، نام کورش را می‌آورد و این بدین معناست که او با منابع ایشان و شخصیت کورش از نگاه آنان آشنایی کامل داشت، اما دریغ از تطبیق کورش و ذوالقرنین! این‌ها شواهد و قرائنی آشکار بر اینند که در منابع اسلامی تا پیش از عصر استعمار، کورش با اینکه شناخته شده بود، لیکن هیچ گاه مصداق ذوالقرنین خوانده نشد.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ مسلمین از سده نخست اسلامی با یهودیان و تورات آشنایی داشتند، معاشرت و هم‌نشینی می‌کردند، بحث و گفتگو می‌کردند؛ گاهی زد و خورد داشتند و گاهی دوستی؛ به هر حال در ارتباط بودند؛ هم در بُعد اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و هم در بُعد عقیدتی و ایدئولوژی. امروز در منابع حدیثی و تفسیری و... اسرائیلیات زیادی وارد شده اند؛ لیکن آیا یک کلمه درباره ذوالقرنین بودن کورش می‌یابیم؟ جالب اینکه اگر حتی خودِ یهودیان باور داشتند که کورش همان ذوالقرنین است، یقیناً این به سمع مسلمین می‌رسید. آیا مفسرین بزرگ و محدثین و متکلمین، تا پیش از دو قرن اخیر که با منابع یهود آشنایی کامل داشتند، حتی کورش را به عنوان کاندیدای ذوالقرنین بودن معرفی کرده اند؟ خیر... ابداً... بلکه هر چه هست، این است که یا اسکندر مقدونی را نامزد نهایی ذوالقرنین نامیده اند، یا دیگرانی چون «یکی از شاهان عرب یمنی» و امثالهم. همین نشان می‌دهد که خود یهودیان هم تصریحی بر ذوالقرنین بودنِ کورش نداشته اند.
صاحب «محاسن التأویل» می‌گوید که مفسرین و محققین اتفاق نظر دارند، که اسکندر همان ذوالقرنین است.[1] (هرچند در این امر استثنائاتی نیز وجود دارد و نگارنده این نوشتار نیز لزوماً معتقد به ذوالقرنین بودن اسکندر نیست). ملاصدرا نیز می‌گوید اسکندر مقدونی همان ذوالقرنین است.[2] ابوالفتوح رازی نیز مؤید این امر است.[3] همانگونه که شیخ طبرسی در الاحتجاج[4] و ده‌ها و صدها تن دیگر چنین گفته اند. کریستوفر هوز (Christopher Howse) در نوشتاری پیرامون ذوالقرنین بر اساس منابع اسلامی، به همین دیدگاه (ذوالقرنین بودنِ اسکندر) رسیده است.[5] از سویی دیگر، ابوریحان بیرونی بر این اعتقاد بود که ذوالقرنین یکی از حاکمان عرب اهل یمن بود.[6] با اینکه ابوریحان در کتاب خود به نقل از اهل مغرب، نام کورش را می‌آورد و این بدین معناست که او با منابع ایشان و شخصیت کورش از نگاه آنان آشنایی کامل داشت، اما دریغ از تطبیق کورش و ذوالقرنین!
این‌ها شواهد و قرائنی آشکار بر اینند که در منابع اسلامی تا پیش از عصر استعمار، کورش با اینکه شناخته شده بود، لیکن هیچ گاه مصداق ذوالقرنین خوانده نشد.
عرض این است، که ذوالقرنین هر که باشد، در سنت اسلامی و حتی یهودی، کورش نبوده است.

پی‌نوشت:
[1].  محمد جمال الدین قاسمى، محاسن التاویل‏، بیروت: دار الكتب العلمیه‏، 1418 هجری قمری، ج 7، ص 69-70.
[2]. صدرالمتالهین محمد بن ابراهیم، ‏تفسیر القرآن الكریم، قم: انتشارات پایدار، 1366، ج 2، ص 361
[3]. ابوالفتوح رازى، روض الجنان و روح الجنان فى تفسیرالقرآن‏، مشهد: بنیاد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، 1408 هجری قمری، ج‏13، ص 33.
[4]. ابومنصور طبرسی، الاحتجاج، ترجمه نظام الدین احمد غفاری مازندرانى، تهران: نشر مرتضوی، ‏ج 2، ص 398.
[5]. بنگرید به:
The Telegraph, A wall of iron built to keep out Gog and Magog,  By Christopher Howse, 05 Sep 2015
[7]. ابوریحان بیرونی، آثار الباقیة، ترجمه اکبر داناسرشت، تهران: نشر امیر کبیر، 1386، ص 65.