وهابیت خروج و قیام علیه حاکم فاسق و ظالم راجایز نمی‌داند بلکه اطاعت از چنین حاکمی را جایز می‌داند. در مقابل سلفیه جهادی قتال و جهاد علیه حاکم فاسق و ظالم را واجب می‌داند.

.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ حاکم و زمامدار یک کشور در نزد همه از جایگاه مهمی برخوردار است. اگر حاکم مدیر و مدبر، شجاع و متفکر باشد قطعا مردم آن کشور در راحتی و رفاه زندگی می‌کنند و اگر حاکم بی‌درایت، ترسو، اهل هوی و هوس باشد، قطعا مردم آن کشور با سختی‌هایی روبرو خواهند شد. در این که آیا فرمانداری و اطاعت از حاکم ظالم و فاسق واجب است یا خیر! بین علما اختلاف وجود دارد. اهل سنت و وهابیت اطاعت از حاکم ظالم و فاسق را واجب می‌دانند، در حالی که سلفیه جهادی، حاکم ظالم و فاسق را کافر دانسته و فتوا به قتال و جهاد علیه حاکم می‌دهد. در این مقاله به مقایسه دیدگاه وهابیت و سلفیه جهادی در خروج یا اطاعت از حاکم می‌پردازیم.
البانی محدث بزرگ وهابیت، خروج علیه حاکم را حرام می‌داند و معتقد است باید از حاکم اطاعت کرد، هر چند ظالم و فاسق باشد. وی دیدگاه سلفیه جهادی در خروج بر حاکم را رد کرده و می‌گوید: احادیث صحیحی وجود دارد که خروج علیه حاکم جایز نیست. احادیثی که محل اتفاق سلف و خلف بوده است.[1]
در مقابلِ وهابیت، سلفیه جهادی دیدگاهی دیگر دارد. جریان‌های سلفی معتقدند باید علیه حاکمی که "بما انزل الله" حکم نمی‌کند و به قوانین بشری پایبند است، قیام مسلحانه کرد و آنان را کشت، حتی اگر مردم بی‌گناه نیز کشته شوند. زیرا به باور آنان خداوند دستور به قیام علیه آنان داده است. طرطوسی از علمای مطرح القاعده با استناد به سه آیه  «وَمَنْ لَمْ یَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ» (مائده/44) و آیه «وَمَنْ لَمْ یَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ» (مائده/45) و همچنین آیه «وَمَنْ لَمْ یَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ» (مائده/47) حاکمان کشورهای اسلامی را کافر می‌داند. زیرا معتقد است، کفر و ظلم و فسق در این آیات کفر اکبر، ظلم اکبر و فسق اکبر است که  باعث خروج از اسلام می‌شود.[2]
وی می‌گوید: بر اساس این آیات، هر حاکمی که به قوانین الهی عمل نکند و قوانین بشری را اجرا کند، کافر است. هر چند اگر معتقد به احکام الهی باشد، ولی از روی سستی و یا خفیف شمردن احکام الهی به آن عمل نکند. بنابراین هر کس که بما انزل الله حکم نکند کافر، ظالم و فاسق است و از اسلام خارج می‌باشد.[3]
نتیجه این می‌شود که اهل سنت و وهابی‌ها جهاد وقتال علیه حاکم ظالم و فاسق را لازم نمی دانند و از حاکمان فاسق و ظالم اطاعت می کنند. ولی سلفیه جهادی (القاعده، داعش، بوکو حرام و...) جهاد و قتال علیه زمامداران کشورهای اسلامی را واجب می‌دانند. به همین جهت در سوریه و عراق و برخی دیگر از کشورها دست به جنایت و آدم کشی می‌زنند تا به قول خودشان فریضه جهاد را به جا آورند. بنابراین هر دو گروه در جهالت بسر می‌برند. گروهی با اطاعت از حاکم فاسق و گروهی با کشتار مسلمانان بی‌گناه!

نویسنده: مجتبی محیطی

پی‌نوشت:

[1]  .البانی، ناصرالدین، سلسله الاحادیث الصحیحه و شئی من فقهها و فوائدها، مكتبة المعارف للنشر والتوزیع، ریاض، چاپ اوّل، 1422ق، ج7، ص1240-1241. «فقد نبتت نابته من الشباب المسلم لم یتفقهوا فی الدین الا قلیلا وراوا ان الحکام لا یحکمون بما انزل الله الا قلیلا... »
[2]  . طرطوسی، الحوار المفتوح مع أعضاء منتدى الأنصار، سایت منبر التوحید و الجهاد، ص36
[3]  . طرطوسی، الحوار المفتوح مع أعضاء منتدى الأنصار، سایت منبر التوحید و الجهاد، ص36 «وهی تحمل على كل من لم یحكم بما أنزل الله من أهل القبلة .. ممن شابهوا وطابقوا صفة مشركی أهل الكتاب فی عدم الحكم بما أنزل الله .. وكذلك من لم یحكم بما أنزل الله تعالى إعراضاً، أ وكرهاً وبغضاً، أو استخفافاً، أو جحوداً وتكذیباً، أو كان یرى شرع المخلوق أحسن وأفضل .. وكذلك من لم یحكم بما أنزل الله كلیاً .. أو لم یحكم بما أنزل الله فی التوحید .. فكل من لم یحكم بما أنزل الله على طریقة هؤلاء فالآیات الثلاث الآنفة الذكر تُحمل علیه على ظاهرها؛ أی الكفر، والظلم، والفسق الأكبر المخرج عن الملة.»