سیاری از مورخین و محدثین سن حضرت خدیجه (سلام الله علیها) را در حدود 25 تا 28 سال دانسته‌اند. و در آن زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، نیز 25 ساله بودند، بنابراین تفاوت سنی بین پیامبر اکرم و حضرت خدیجه نبوده و یا حدود سه سال بوده است. حالا سؤال اینجاست که چرا برخی می‌کوشند، که سن حضرت خدیجه را چهل سال معرفی کنند؟ آن هم بر اساس نظری که...

.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ به جهت اینکه بسیاری از بزرگان اهل سنت و راویان و تاریخ نویسان پیرو مذهب خلفا، در صدر اسلام خوش نداشتند، شخصی را بالاتر از عایشه در بین همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) معرفی کنند؛ لذا دست به پاره‌ای روایات دروغ و استدلالات باطل زده‌اند، و به همین دلیل سن حضرت خدیجه یکی از مسائل پیچیده صدر اسلام است؛ آنچه در منابع معتبر تاریخی معروف و مشهور است، این است كه سن پیامبر، ۲۵سال و سن خدیجه (سلام الله علیها) 40 سال بوده است.
ولی از آنجایی که حق هیچگاه مخفی نمانده و نخواهد ماند، در لابلای کلمات مورخین و علما اعترافاتی موجود است، که احتمال تحریف واقعیت خارجی را تقویت می‌نماید.
پس از گذشت بیش از نه دهه، منع نقل احادیث، بسیاری از احادیث و حتی اتفاقات تاریخی دچار تحریف و یا تغییر شد. و از طرفی چون پیامبر گرامی چندین زن داشتند، و به اقرار برخی از این زن‌ها به حسادت به حضرت خدیجه (سلام الله علیها)، آنها یا برخی جاعلان، نقل‌های تاریخی جعلی برای سن حضرت خدیجه (سلام الله علیها) روانه بازار تاریخ و روایات کردند. و چون بازار جعل و تحریف حدیث، داغ بود، باعث شد سن حضرت در هنگام ازدواج در هاله‌ای از حق و باطل پوشانده شود.
پیر نشان دادن حضرت خدیجه در هنگام ازدواج یکی از آرزوهای دشمنان حضرت خدیجه (سلام الله علیها) و دختر مبارکشان بود، که به این مقصد نایل شدند.
درباره سن حضرت خدیجه در هنگام ازدواج با پیامبر اكرم نظرات مختلفی وجود دارد؛ برخی مانند بیهقی (از علمای بزرگ اهل سنت) ایشان را 25 ساله می‌دانند. بیهقی می‌گوید: «... بلغت خدیجة خمساً وستین سنة، ویقال: خمسین سنة، وهو أصح ... .[1] بعضی می‌گویند: سن حضرت خدیجه (در هنگام وفات) 65 ساله بود و برخی دیگر گفته اند: در آن وقت ایشان 50 ساله بوده است كه قول صحیح هم همین است.» بیهقی در جای دیگر آورده است: «أن النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) زوج بها وهو ابن خمس وعشرین سنة قبل أن یبعثه الله نبیاً بخمس عشرة سنة.[2] ازدواج رسول خدا با حضرت خدیجه 15 سال قبل از بعثت بوده است.»
بنابراین طبق قول بیهقی وقتی ایشان در زمان وفات یعنی سال دهم بعثت،50 ساله باشند و 15 سال قبل از بعثت هم ازدواج نموده باشند، با این حساب سن حضرت خدیجه (سلام الله علیها)، در زمان ازدواج با پیامبر اکرم 25 سال بوده است. و حلبی هم همین قول را آورده است: «تزوجها رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) وهی یومئذ ... وقیل خمس وعشرین. [3] پیامبر با خدیجه ازدواج نمود، و در آن هنگام قولی وجود دارد که خدیجه در سن بیست وپنج سالگی بوده است.» قول دیگر که قول اکثر محققین و مورخین است این است که سن ایشان را در زمان ازدواج 28 سال بوده است. ابن‌عماد حنبلی از علمای اهل سنت در شذرات الذهب می‌گوید: «ورجح کثیرون أنها ابنة ثمان وعشرین. [4] بسیاری از مورخین قول 28 سال را برای حضرت خدیجه در زمان ازدواج با پیامبر اکرم  ترجیح داده‌اند.»
حاکم نیشابوری نیز فقط همین قول را برای ابن‌اسحاق (سیره نویس مشهور) نقل می‌کند: «کان لها یوم تزوجها ثمان وعشرون سنة. [5] خدیجه در زمان ازدواجش با پیامبر، بیست و هشت ساله بود.» و قول هشام بن عروه که اکنون قول مشهور شده است، را شاذ می‌داند. «توفیت خدیجة بنت خویلد (رضی الله عنها) وهی ابنة خمس وستین سنة، هذا قول شاذ. [6] خدیجه در سن 65 سالگی وفات نمود، که این قول شاذ می‌باشد.»
بلاذری هم به عنوان یک قول، 28 سال را ذکر نموده است. [7] ابن‌سعد، ذهبی، إربلی، ابن‌عساکر به نقل از ابن‌عباس می‌گویند: «وروی عن ابن‌عباس قال: کانت خدیجة یوم تزوجها رسول الله (صلی الله علیه وآله و سلم) ابنة ثمان وعشرین سنة. [8] خدیجه در زمان ازدواج با آن حضرت 28 ساله بود.»
إربلی در جای دیگر به نقل از ابن‌حماد می‌گوید: «وقال ابن حماد بلغنی أن رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) تزوج خدیجة علی اثنتی عشرة أوقیة ذهباً وهی یومئذ ابنة ثمانی وعشرین سنة. [9] حضرت خدیجه در زمان ازدواج با آن حضرت 28 ساله بود.» با این حساب روشن شد که بسیاری از مورخین و محدثین سن آن بزرگوار را حدود 25 تا 28 سال دانسته‌اند. و در آن زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، نیز 25 ساله بودند، بنابراین تفاوت سنی بین پیامبر اکرم و حضرت خدیجه نبوده و یا حدود سه سال بوده است. حالا سؤال اینجاست با این اقوال بیان شده که سن حضرت را کمتر از 30 سال، در هنگام ازدواج بیان می‌کند، چرا کوشش می‌شود، که سن حضرت را چهل سال معرفی کنند؟ آن هم قولی که شاذ است و مطابق قول اکثر محققین و مورخین نیست!؟

پی‌نوشت:

[1]. احمد بن حسین بیهقی، دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشریعة، بیروت: دارالکتب العلمیة، 1405 ق، ج 2، ص 71
ابن کثیر، البدایة والنهایة، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، 1408 ق، ج 2، ص 359
ابن کثیر، السیرة النبویة، بیروت: دارالمعرفة للطباعة والنشر والتوزیع، 1396 ق، ج 1، ص 264
[2]. احمد بن حسین بیهقی، دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشریعة، بیروت: دارالکتب العلمیة، 1405 ق، ج 2، ص 72
[3]. حلبی، السیرة الحلبیة، بیروت: دارالمعرفة، 1400 ق، ج 1، ص 229
[4]. عبدالحی عکری حنبلی، شذرات الذهب فی أخبار من ذهب، بیروت: دارإحیاء التراث العربی، ج 1، ص 14، حوادث سال 11
[5]. حاکم نیشابوری، المستدرک، ج 3، ص 182
[6]. همان.
[7]. بلاذری، انساب الاشراف، مصر: دارالمعارف، ج 1، ص 98
[8]. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، بیروت: دارصادر، ج 8، ص 16
ذهبی، سیر اعلام النبلاء، بیروت: مؤسسه الرسالة، 1413 ق، ج 2، ص 111
إربلی، کشف الغمة، بیروت: دارالأضواء، ج 2، ص 135، باب فصل فی مناقب خدیجة.
ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، بیروت: دارالفکر للطباعة والنشر والتوزیع، 1415 ق، ج 3، ص 193
ابن‌منظور، مختصر تاریخ دمشق: ج 1، ص 245
[9]. إربلی، کشف الغمة، بیروت: دارالأضواء، ج 2، ص 133، باب فصل فی مناقب خدیجة.