اهل حق علیرغم اعتقاد به توحید ویگانگی خداوند متعال معتقدند که ذات الهی در هر دوره وعصری در افراد خاصی تجلی پیدا خواهد کرد واین تجلی در هر عصری بوده است و در عصر اسلام این تجلی در علی (علیه السلام) وبعد از ایشان در افراد دیگر بوده است تا اینکه در قرن هفتم هجری قمری ذات الهی در سلطان اسحاق تجلی پیدا نموده است.

پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب– بنابر باور اهل‌حق خداوند یکتا و خالق تمام موجودات است. [مکاتبه با دائرةالمعارف تشیع،ج3، ص659 ] اما ذات الهی در هر دوره و عصری در کالبد افراد خاصی به صورت انسان تجلی پیدا خواهد کرد و در عصر اسلام تجلی الهی در امیرالمومنین علی (علیه السلام) و بعد از ایشان در افرادی مثل "شاه خوشین" و "بابا ناوس" بوده است و عاقبت ذات الهی، در قرن هفتم هجری در "سلطان اسحاق" تجلی پیدا نمود.[دیوان گوره،ص 5] در اصطلاح اهل‌حق تجلی ذات الهی در بشر را "دونادون" یا "حلول"می‌گویند.[نوشته‌های پراکنده درباره یارستان، ص 42؛ دیوان گوره، ص5] مطالب مذکور وجود عقیده باطل "حلول" را در این فرقه نمایان می‌سازد. و از اهل حق باید پرسید که مراد از ذات چیست؟ اگر منظور از ذات خداوند باشد، و انسان را دارای ذات بدانیم. با این سوال مواجه می‌شویم که چگونه می‌توان گفت، ذات هم به معنای خداست و هم انسان ذات دارد؟اگر مراد این است که جزئی از ذات خداوند در انسان وارد می‌شود[نوشته‌های پراکنده در باره یارستان، ص 42] لازمه آن مرکب و ذات الاجزاء بودن ذات الهی است که توحید را به چالش می‌کشاند.

پی‌نوشت:
افضلی، قاسم، مکاتبه با دائرة‌المعارف تشیع، ج 3، تهران، شهید سید سعید محبتی، 1382، ص 659  
حسینی، سید محمد، دیوان گَوره، چاپ اول، کرمانشاه، باغ نی، 1387، ص 5 
صفی زاده، صدیق، نوشته های پراکنده در باره یارستان، چاپ اول، تهران، عطائی، 1361، ص 42